همایش ، رویداد ، ژورنال
اینستاگرام تی پی بین
حوزه های تحت پوشش رویداد
  • جزئیات بیشتر مقاله
    • تاریخ ارائه: 1396/02/01
    • تاریخ انتشار در تی پی بین: 1396/02/01
    • تعداد بازدید: 1459
    • تعداد پرسش و پاسخ ها: 0
    • شماره تماس دبیرخانه رویداد: -

    «علوم شناختی» که با عنوان « پژوهش های علمی ذهن و مغز» شناخته می شود، شاخه ای از علوم میان رشته ای است که از رشته های مختلفی چون علوم اعصاب، روان شناسی، زبان شناسی، انسان شناسی، فلسفه ذهن، علوم رایانه و هوش مصنوعی تشکیل شده است. این علم به بررسی ماهیت فعالیت های ذهنی مانند تفکر، طبقه بندی و فرایندهای که انجام این فعالیت ها را ممکن می کنند می پردازد. در این میان « زبان شناسی شناختی» که « رویکردهای شناختی به دستور» زیرمجموعه ای از آن محسوب می شود، یکی از سه نگرش عمده زبان شناسی معاصر است که آغاز آن به دهه 1970 بازمی گردد. در حقیقت این دیدگاه واکنشی جه بیان نارضایتی محققان زبان از رویکردهای صورت گرا به شمار می رود و به مطالعه زبان بر اساس تجربیات ما از جهان، نحوه ی درک و شیوه های مفهوم سازی می پردازد. بیشتر مطالعات این حوزه مربوط به معنی شناسی زبان است، اما صرف و نحو نیز بخش قابل توجهی از این تحقیقات را به خود اختصاص داده اند. در این راستا، مقاله حاضر در تلاش است نگاهی مروری به چهار رویکرد که از دیدگاه ایوانز و گرین (2006: 480) از مهم ترین رویکردهای شناختی به دستور به شمار می روند داشته باشد. اولین دیدگاه «الگوی نظام ساختاری مفهومی» یا همان دیدگاه تالمی اس که درآن واحادهای دستوری به طور ذاتی معنادار محسوب می شوند. تأکید تالمی در این رویکرد بر تفاوت کیفی میان عناصر واژگانی و عناصر دستوری است. دومین مورد که یکی از شاخص ترین نظریه ها در حوزه مطالعه شناختی دستور به شمار می رود، «دستور شناختی» لانگااکر » است. لانگاکر نیز مانند تالمی بر معنادار بودن عناصر دستوری تأکید دارد اما اعتقادی به تفاوت کیفی میان عناصر واژگانی و عناصر دستوری ندارد. پس از آن باید به «دستورهای ساختی» و «فرایند دستوری شدگی» اشاره کرد که مطالب پایانی بحث را تشکیل می دهند.

سوال خود را در مورد این مقاله مطرح نمایید :

با انتخاب دکمه ثبت پرسش، موافقت خود را با قوانین انتشار محتوا در وبسایت تی پی بین اعلام می کنم