• فروغ فرخزاد و مرگ آگاهی «دازاین» در اندیشه هستی شناسانه هایدگر

    نویسندگان :
    جزئیات بیشتر مقاله
    • تاریخ ارائه: 1397/03/25
    • تاریخ انتشار در تی پی بین: 1397/03/25
    • تعداد بازدید: 1170
    • تعداد پرسش و پاسخ ها: 0
    • شماره تماس دبیرخانه رویداد: -

    هایدگر از بنیان گذاران پارادایم های فلسفی قرن بیستم، فیلسوفی اگزیستانسیالیست است که با تأسیس هستی شناسی بنیادی، پرسش از حقیقت وجود را طرح کرد و با طرح مفاهیم هستی شناسانه طرحی تازه برای زندگی اصیل و انسان اصیل در افکند. فروغ فرخزاد از شاعرانی است که دغدغه های وجودی و هستی شناسانه او در اشعارش بازتاب یافته است. با دنبال کردن خط سیر فکری شاعری فروغ، درمی یابیم که در هر دو دوره شاعری فروغ (اسیر، دیوار و عصیان) و (تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد) مرگ اندیشی همیشه حضور دارد، اما بازتاب آن در همه اشعار فروغ و در همه دوره های زندگی او یکسان نیست؛ سیر رشد و تکوین شعر و اندیشه فروغ عموماً دو مرحلۀ کاملاً متفاوت اما منطقی قبل و بعد از «تولدی دیگر» است که نمایانگر دو اندیشه فردی و شخصی و کلی و جهان شمول است. نتایج حاصل از این نوشته حاکی از آن است که فروغ در سه مجموعه اول از نظر هستی شناسی هایدگری دازاین اصیل را تجسم نمی کند. مرگ در دوره اول شاعری فروغ نوعی توجه به روزمرگی و یأس و رخوت را به ارمغان آورده است؛ در زندگی غیراصیل هایدگری، مواجهه با مرگ یک قانون طبیعی بود که براساس اسلوبی واحد همگی به سمت مرگ میل می کنند، اما در زندگی اصیل یعنی دو مجموعه شعری تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، توجه به مقوله مرگ در تار و پود زندگی تنیده شده است.

سوال خود را در مورد این مقاله مطرح نمایید :

با انتخاب دکمه ثبت پرسش، موافقت خود را با قوانین انتشار محتوا در وبسایت تی پی بین اعلام می کنم
مقالات جدیدترین رویدادها
مقالات جدیدترین ژورنال ها